تعریف گاندی و ادوارد دمینگ از مشتری

نوشته شده توسط Ali Forootaninia
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

در معنای عام، مشتری به شخص یا سازمانی گفته می شود که در مقابل محصول یا خدمت دریافتی، هزینه ای را پرداخت می کند.

دانلود فایل PDF مقاله

لطفاً جهت دانلود فایل، ایمیل خود را وارد نمایید:

ادامه... ×

برخی افراد بین مشتری و خریدار تفاوت قایل می شوند. به این صورت که وفاداری و خرید یک نوع کالای خاص از یک محل خاص را از صفات ویژه مشتری دانسته و خریدار را شخصی می دانند که به طور اتفاقی و بر اساس نیاز به وجود آمده، اقدام به خرید یک محصول یا خرید از یک محل می کند و ممکن است خریدار به واسطه تکرار و استمرار خرید تبدیل به مشتری شود.

بر اساس این تعریف مشتری شخصی است که مراحل زیر را طی می کنند:

  • نیاز: این وضعیت حالتی است که در قبال کمبود هر چیز به وجود می آید به طور مثال گرسنگی ،خستگی،خواب و…می تواند یکی از نیازهای انسان باشد.
  • خواسته:میل و علاقه به مورد خاصی که بر طرف کننده نیاز است را خواسته می گویند. به طور مثال در ارتباط با نیازخواب خواسته می تواند خوابیدن باشد و در ارتباط با نیاز گرسنگی خواسته می تواند غذا خوردن باشد.
  • تقاضا:همان درخواست برای تهیه محصولی خاص است که با نوعی توانایی و حرکت به سوی خرید همراه است. به طور مثال در ارتباط با خواسته خوردن تقاضا می تواند ساندویج باشد.
  • انتخاب و پذیرش:تامین و ارضای تقاضا رو گویند که این مرحله انتهای حرکت مشتری است. به طور مثال در ارتباط با تقاضای غذا (ساندویج) یک نام تجاری یا محصولی خاص می تواند مورد نظر باشد.

دریک تعریف جامع و نوین می توان گفت customer فرد، گروه یا سازمانی است که شما با او تبادل ارزش می کنید. طبق این تعریف حتی تامین کنندگان و کارکنان سازمان ها نیز، مشتری به حساب می آیند پس واحد های مختلف کاری که با هم  در ارتباط هستند به نوعی customer یکدیگر محسوب می شوند.

ادوارد دمینگ

ادوارد دمینگ می گوید customer، مهمترین عنصر در زنجیره فعالیت های تولید و بازاریابی است. اگر شخصی به نام مشتری محصول ما را خریداری نکند، به احتمال بسیار زیاد مجبور به تحلیل کسب و کار خود خواهیم شد.

گاندی

گاندی، customer را به صورت زیر تعریف می کند:

  • شخصی است که نیاز خود را به ما می گوید و ما باید خواسته ی او را تامین کنیم.
  • وقتی مشتری ما را انتخاب می کند به ما لطف می کند. وقتی ما به او خدمت می کنیم انجام وظیفه است.
  • در کار ما مداخله نمی کند، او هدف فعالیت ماست.
  • در داد و ستد ما یک عنصر بیگانه نیست.
  • به ما وابسته نیست، ما به او وابسته ایم.
  • نباید خود را با ما وفق دهد ما باید خود را با او وفق دهیم.
  • سزاوار بالاترین توجهات و احترامات است.
  • آب حیات هر داد و ستد است.

 

مقالات مرتبط دانادسک

خواندن 83 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید